آرشاآرشا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 4 روز سن داره

آرشای بابا

شرکت درجشن

نزدیک تولدت هست که سه سلگیت تموم بشه پسرگلم سرای محله برای چن روزپیش یه جشن داشتتن که توراهم ثبت نام کردم نمی دونستم می مونی یانه ولی رفتی دیدی خیلی خوشحال شدی وخیلی بهت خوش گذشت ...
16 اسفند 1394

مسافرت به رشت وانزلی

پسرنازم اینجا زیبا کنارانزلی هست یه دوست پیدا کردی اسمش محمد شفیعی بود تمام ساعاتی که اونجا بودیم توبامحمد بازی کردی بابای محمدمراقبتون بود کلی ازتون عکس گرفته بود باهاتون بازی کرده بود خیلی خوش می گذشت   ...
7 شهريور 1394

عکس مسافرت به ماسوله وتولدرهاجون

چه روزخوبی بود ماسوله بودیم خیلی بهت خوش گدشت پسرم چن تادوست پیداکرده بودی کلی باهاشون بازی کردی اینم روزتولدرهاجون که رفتیم خونشون عزیزم موقع اومدن ازرو مبل افتادی سرت به میزعسلی خورد کبود شد کلی گریه کردی همه خوشی ها تبدیل به ناراحتی شد ...
7 تير 1394

یه روزتعطیلی

عزیزدلم چه ذوقی داشتی هی می گفتی مامان چرخوفلنگ ببرمنو اولش ازصداهای اونجا ترسیدی جلوترنمی رفتی  بعدکه بردیمت استخرتوپ ترست ریخت شروع کردی به بازی کردن با په تعجبی نگاه می کردی عشقم زندگیت پرازشادی باشه عزیزم رفته بودیم مشاٍ روزخوبی بود کلی بازی کردی دنبال چوب بودی همش می گفتی چوب بشکم کنم عاشق چوب شکستنی .یبارجنگل که بودیم چوب شکستن عموپیمان ودیدی ازاون موقع همش میگی بشکم کنم چقدرچوب جمع کردی بابا برات آتیش درست کرد   ...
27 خرداد 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرشای بابا می باشد